تــقــدیــم بــه تــو

                                                                             

تقدیم به تو ای مادر،ای پدر دارای کودک استثنایی تو که پر ارزش ترین آفریده های آسمانی؛

آیا می دانی؟ که کودک و دانش آموز استثنایی ات گرمی دست مهربانت را حس می کند؟

و از سنگینی این بار گران بر شانه های خسته ورنجورت آگاهست!

که امید دارد ونویدت می دهد تا روزی با کسب کفایت فردی و اجتماعی ،سر افراز بر خود ،ترا مسرور سازد،

آنگونه که به وجودش ببالی ومباهات کنی!

البته به شرطی که:

باورش داشته باشی،از افسوس و ترحم دوری گزینی و کاستی اش را که رنج ودرد مشترک هر دوی شماست ،

پذیرا باشی.ودر مسیر پر تلاطم زندگانی،

به آنانی که از سر صدق وصفا وعاشقانه یاری تان خواهند نمود ،بپیوندی.وخدای را شاکر با شی و عطا یش را خادم.

دلایـل ارجـاع بـه مـتـخـصـصـیـن در هـریـک از مـراحـل طـرح سـنـجـش  

1-  علل ارجاع در قسمت شنوایی سنجی : ضعف شنوایی ، عفونت گوش ، جرم گوش ، پاره شدن پرده گوش ، مشکلات مربوط به عصب شنوایی ، وجود هرنوع مشکل یا بیماری در قسمت های مختلف گوش.

2 - علل ارجاع در قسمت بینایی سنجی : ضعف بینایی ، تاری دید ، انحراف ، دور بینی ، نزدیک بینی ، آستیگماتیسم و دو بینی ، کوررنگی ، وجود مشکل در عصب های مربوط به بینایی و ...

3 - علل ارجاع در قسمت آمادگی تحصیلی(غربالگری عمومی هوش): ضعف هوش و ذهن نوآموز و اختلال در کارکرد و میزان عملکرد آن و یا وجود مشکلات جانبی که موجب گردیده نوآموز در مرحله عمومی حداقل نمره قبولی را کسب ننماید ؛ از جمله این مشکلات : کمرویی ، ضعف جسمی و وجود بیماری ، بیش فعالی ، کمبود توجه ، اضطراب و ترس ، عدم همکاری ، لجبازی ، وابستگی های شدید به والدین ، خستگی ، آشفتگی های روحی ، روانی و خانوادگی ، اختلالات خاص یادگیری و ...

4 -  علل ارجاع در قسمت بهداشت : وزن بیشتر یا کمتر از حد نرمال ، قد نامناسب ، عدم تکمیل و تنظیم کارت واکسیناسیون ، وجود ناهماهنگی و روند غیر طبیعی در جاده سلامت مندرج در کارت بهداشت کودک ، مشکلات تغذیه ای و بهداشتی ، مشکوک شدن به یک بیماری خاص و ...

5 -  علل ارجاع نوآموز توسط پزشک عمومی : مشکلات ، معاینات ، بیماری های تخصصی و اقداماتی که نیاز به انجام کارهای تخصصی و ارجاع به متخصص مربوطه دارد .

مـراحـل طـرح سـنجـش نـو آمـوزان بـدو ورود بـه دبـسـتـان

طرح سنجش برنامه و طرحی ست که چند سالی است با همکاری وزارت بهداشت وسازمان آموزش وپرورش استثنایی کشور به عنوان مجری طرح درحال اجرا می باشد،به این صورت که هرساله از اواخر خرداد ماه و بعد از تعطیلی مدارس شروع و تا شهریور ماه ( با توجه به آمار و تعداد نو آموزان هر منطقه ) ادامه می یابد که در این مدت با برنامه ریزی و نوبت دهی مدارس و ثبت نام کودکانی که دوره پیش دبستانی را سپری نموده اند و شرایط سنی لازم را برای پایه اول ابتدایی دارند، دراین طرح پذیرفته می شوند و بایستی مراحل ذیل را در پایگاه های طرح سنجش طی نمایند.

1- ثبت نام وصدور دفترچه سلامت،دریافت برچسب کد مخصوص نوآموز وتکمیل دفترچه مربوطه. 

2 - معرفی به قسمت شنوایی سنجی به منظور انجام واجرای تست شنوایی و مشکلات تلفظی و زبانی با وسایل وابزارهای مخصوص آن و نیز مشخص شدن مشکلات احتمالی مربوط به شنوایی.

3- معرفی به قسمت بینایی سنجی به منظور سنجش بینایی و کوررنگی و تشخیص مشکلات احتمالی مربوط به بینایی.

4 - معرفی به بخش آمادگی تحصیلی ( مطرح نمودن سوالات هوشی در قالب غربالگری عمومی ) به منظور مشخص شدن مشکلات احتمالی مربوط به عملکرد ذهن و هوش کودک در سطح عمومی.

5 - معرفی به قسمت بهداشت به منظور مشخص نمودن اندازه قد ، میزان وزن و موارد مربوط به واکسیناسیون و تطبیق آن نرم های طبیعی بهداشت و مشخص نمودن مشکلات احتمالی دراین خصوص.

6 - معرفی به پزشک عمومی به منظور معاینات کلی و بررسی وضعیت جسمی و عمومی نوآموز از نظر پزشکی.

لازم به توضیح است که در هرکدام از موارد ذکر شده و مراحل طی شده نوآموزی که دارای مشکل باشد با استفاده از فرم های مربوط  به ارجاع نوآموز به قسمت تخصصی مربوطه ارجاع داده می شود تا بررسی های لازم صورت گیرد و نتیجه قطعی در خصوص مراحل درمان و تعیین جایگاه مشخص شود.

     درد دلـی کـوتـاه از زبـان یـک دانـش آمـوزنـابـیـنـا

              

قسم به نور که گفته اندخداوند درکتابش از آن یاد کرده و زیباترین خلقت را از نور آفریده است .

در قلب من نیز نوری است که هیچ کس نمی تواند حقیقت آن را درک کند مگر اینکه همنوع من باشد.

چشمان من به دیدن آنچه که شما آن را آفرینش خدا میدانید نابینایند،     اما قلب من به درک اسرار هستی آنچنان بیناست که همیشه و هرلحظه، انگشتانم به سوی بودن و زندگی کردن حرکت می کنند.

اکنون دست کسانی را که برایم زندگی و امید به ارمغان آورده اند می بوسم و لطفشان را پاس میدارم و گل سرخی به نام سپاس تقدیمشان می کنم.

آفــریــن بــر تــو(2)

آفـریـن بـر تـو کـه دلـتـنـگی وانـزوا را از من می رهـانی و راسـتـی واسـتـقـامـت را به من می آمـوزی وعـصـای سـفـیـد را در دسـتـم می نـهی و هـمـچـون پـزشـک خـاذقـی درانـگـشـتـانـم چـشـم می آفـریـنـی تـا تـاریـکـی را بـزدایـم وروشـنـی را بـیـافـریـنـم.

آفـریـن بـر تـو کـه بـه کـبـوتـران بـال شـکـسـتـه پـرواز کـردن را می آمـوزی و بـرایـشـان بـال هـای عـقـاب آسـا می آفـریـنـی.

آفـریـن بـر تـو کـه پـروانـه هـای سـوخـتـه را تـیـمـار،وبـرایـشـان پـر و بـال می آفـریـنی تـا آنـان نـیـز در گـلـزار زنـدگی عـشـق وشـادی را تـجـربـه کـنـنـد.

آفـریـن بـر تـو کـه در کـنـارم نـشـسـتی وشـور و مـشـورت را بـرای اولـیـن بـار بـا من تـجـربـه کـردی



درد دلـی کـوتـاه از زبـان یـک دانـش آمـوز نـاشـنـوا.

به من بگو چگونه فریاد کنم که مرا باورکنی.بیایید وببینید که ما هم یاد گرفته ایم با واژه ها سخن بگوییم.بیایید به یک فرد ناشنوا ،مانند هر انسان دیگری احترام بگذارید.

آنچه یک ناشنوا دارد،از او نگیرید؛ آنچه را که او ندارد ،به او بدهید ؛ به دنیای ناشنوایان بیایید وبا خواسته ها و مسایل ما آشنا شوید.ما ناشنوایان تلاش می کنیم به زبان شما سخن بگوییم،شما هم ما راآنگونه که هستیم پذیرا باشید.اگر صدایتان را نمی شنویم دلیل نفهمیدن نیست ،اگر ما را یارای سخن گفتن نیست دلیل ندانستن نیست،ما با گوش جان می شنویم و با زبان درون با شما سخن می گوییم، ما را دریابید.

آفــریـن بـر تـو(1)

آفرین برتو مربی مهربانم که گل واژه ی لبخند را به لب های من ،پدر و مادرم باز گرداندی وهمچون باغبانی ماهر ،نهال امید را در دلهایمان کاشتی.

آفرین بر نوازش تو ،زمانی که من با هزار نگرانی وناراحتی روحی و جسمی به آموزشگاه می رسم تو در کمال صبر و آرامش مرا با تمام مشکلاتم تحمل،و سنگ صبورم می شوی ،و به من آرامش و دلگرمی دهی.                            

آفرین بر تو که لب خوانی را به من آموختی تا سکوت را بشکنم ولبخند را در زندگی تجربه کنم .                        

آفرین بر تو که قلم را به دستم دادی تا با آن بتوانم ،دردها،شادیها و نا ملایمات زندگی را با شما ودیگران در میان بگذارم و آنچه را که دلم می خواهد بنویسم و بیان کنم.                                                                    

آفرین بر تو که بر کاغذهای بی جان ،هنر بی نظیر خلق می کنی وخلق را به شگفت وامی داری. 

درد دلـی کوتـاه از زبان یک دانش آموز کم تـوان ذهنی.

مرا چنین مپندارید که زندگی را نمی شناسم من نیز همچون شما زندگی را دوست دارم و همچون شما زندگی را می شناسم ،من خدا را می شناسم و سوره ی حمد را از اول تا پایان آن در ذره ذره ی وجودم کاشته ام .به لبخندها و قهرهای من با تعجب و نگرانی و ترحم ننگرید لبخندها و قهرهای من نشان آن است که من شیرینی وتلخی زندگی را مثل شما حس می کنم من درد را میشناسم.من پرنده ای بال و پر شکسته ام.راستی کدامین دست توانمند پر وبال شکسته ام را ترمیم خواهد کرد؟ دستم را بگیر و نگذاز نابود شوم. نگذار در گذر زمان گم شوم. چرا که من قدر زحماتت را و احسانت را می دانم .دستانم را بگیر .نگذار که من در گذر زمان گم شوم .نگذار که من فانی شوم .

وجوه تمایز ناتوانی یادگیری و دیر آموزی

         

      اگرچه کودکان دارای ناتوانی یاد گیری در یک یا چند زمینه ی درسی معمولا موفقیت تحصیلی ضعیفی دارند ، ولی با این حال کنش های شناختی ایشان اغلب در حد متوسط یا بالا قرار دارد . بین کودکان دارای ناتوانی یاد گیری و کودکانی که به آنها دیرآموز گفته می شود تمایز ایجاد می کند اصطلاح دیرآموز برای کودکانی به کار برده می شود که توانایی یاد گیریشان در کلیه ی زمینه های درسی نسبت به بچه های هم سن و سال خود دارای ﺗﺄخیرباشند.

       این کودکان دارای هوش متوسط پایین تا مرزی بوده و در یادگیری مواد درسی پیشرفتی کند دارند . چنین کودکانی به عنوان ناتوان در یادگیری محسوب نمی شوند . زیرا بین موفقیت تحصیلی و انتظارات شناختی ایشان تفاوت بارزی وجود ندارد با آنکه این کودکان واجد شرایط دریافت خدمات وﯾﮋه ی آموزشی نیستند ، با این حال لازم است که مواد درسی برای آنان تعدیل شده و نسبت به همگنان عادی خود ، توجه بیشتری دریافت کنند .              

       کودکان ناتوان دریادگیری ، دریک یا چند فراگرد اساسی روانی درارتباط با فهمیدن یاکاربرد زبان شفاهی یا کتبی ناتوانی نشان می دهند . تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن ، فکر کردن ، سخن گفتن ، خواندن ، هجی کردن یا حساب ، باشد .

      این اختلالات را نتیجه ی شرایطی دانسته اند که شامل نقایص ادراکی ، ضایعه ی مغزی ، اختلال جزئی در کار کرد مغز ، نارسا خوانی ، اختلال گویایی و غیره است . ناتوانی یادگیری این کودکان از نوع مشکلاتی نیست که  مربوط به بینایی ، شنوایی یا نقایص حرکتی ، عقب ماندگی ذهنی ، پریشانی عاطفی ، اختلالات هیجانی و یا محدودیت های محیطی ، فرهنگی و اقتصادی به وجود آمده باشد .

       کودکانی که ناتوانی یادگیری دارند اغلب از سوی معلمان و همسالان خود طرد می شوند . این طرد شدگی ممکن است نا شی از عوامل مختلفی چون وجود مشکلاتی در ارتباط کلامی و غیر کلامی ، بیش فعالی ، نحوه ی تفکر ، مشکلاتی در یادگیری وکاربرد مهارت های اجتماعی ودر کنترل هیجانات باشد .

وظایف مربیان در قبال دانش آموزان دیرآموز

          

      برای اینکه این قبیل کودکان زود تر بیاموزند و دیر تر فراموش کنند می بایست مربیان و معلمان آگاه و دلسوز همواره با چهره های گشاده و با مهربانی و صبوری تلاش نمایند که مطالب آموزشی و پیام های تربیتی خود را به صورت کاملا عینی و کاربردی انتقال دهند ، به گونه ای که علاوه بر تکرار درس توسط معلم و غنی کردن ظرفیت یادگیری دانش آموزان ، تکرار و تمرین مطالب آموخته شده به صورت طبیعی و به طور متنوع و در موقعیت ها و شرایط متفاوت انجام پذیر گردد .

   برنامه های آموزشی این دانش آموزان می بایست به گونه ای تنظیم و تهیه گردد که سعی وتلاشی که از خود نشان می دهند با موفقیت مواجه گردد واین بهترین کار مربی است و مربی واقعی کسی است که به تلاش شاگردش بها بدهد و نه به صرف محصول و نتیجه کار او.

   جهت ایجاد نگرش و شوق و علاقه در این دانش آموزان ، فراهم شدن فضای مطلوب خانوادگی ، غنی بودن محرک های محیطی ، اتخاذ مناسب ترین و موثرترین شیوه های تربیتی و ایجاد آمادگی های ذهنی و انجام تغییرات مثبت شناختی ، تقویت رفتارهای سازش یافته و ارائه پاسخ های قابل قبول ، اجتناب از تهدید ، تحقیر و تنبیه و تایید و تشویق مستمر تلاش های آنان توصیه می گردد .

   معمولا معلمان بدون توجه به محدود بودن توانایی های ذهنی این گروه دانش آموزان ، آنان را تحقیر و سرزنش می کنند . القاب نا خوشایندی مانند  تنبل ، نفهم ، کند ذهن و ... را دائما نثار آنان می کنند ، یا دیگران را به رخ آنان می کشند . این برچسب ها موجبات شکست و دلزدگی بیشتر این گروه دانش آموزان را نسبت به تحصیل فراهم می سازد. اصولا،ﯾﺄس ونومیدی ناشی از شکست در مدرسه، اعتماد واطمینان به خود را کاهش می دهد          

و چنین القا می کند که به درد هیچ کاری نمی خورد . در حالیکه معلم آگاه و دانا باید در بر خورد با چنین دانش آموزانی محدودیت های ذهنی آنان را در نظر بگیرد و اگر واقعا تشخیص می دهد که این گروه توانایی درک مفاهیم پیچیده ی درسی را ندارند،آنان رابه بهره مندی از آموزش های

حرفه ای و عملی تشویق کند تا بتواند متنا سب با توانایی ها ونیاز های خود ، شغل آینده ی خویش را پایه ریزی کنند

   معلم خوب همیشه با رویی گشاده با کودکان روبرو شده وبا مهربانی و دلسوزی متعهدانه با همه ی شاگردان برخورد می نماید . با کوچک ترین پیشرفت شاگردش خوشحال شده و او را تشویق می نماید.تفاوت های برونی و درونی دانش آموزان را مورد نظر قرار داده و به آموزش های

انفرادی توجه دارد ، به نشاط و پویایی کلاس و سرزندگی بچه ها توجه خاصی مبذول می نماید .

دانش آموز دیرآموز یا عادی تنبل؟

  دربسیاری موارد،کودکی که درمدرسه از نظر یاد گیری یا انجام تکالیف کند عمل می کند                                                                                                         

یا در روند عادی زندگی در برخورد با مسائل و مشکلات بی رغبتی نشان می دهد ، عقب مانده ی ذهنی تلقی شده حتی گاه به خاطر اینگونه طرز تلقی مورد سرزنش و یا طرد قرارمی گیرد .

باید دانست هرکودکی که ازنظر یادگیری و تطابق با محیط، کند یا غیر عادی عمل می کند لزوما عقب مانده ی ذهنی نیست . بسیاری از کودکان بر اثر مشکلات عاطفی ، اقتصادی ، اجتماعی ، ... ویا حتی نقص عضو های ضعیف و نا مرئی ، فاقد انگیزش و میل و یا توانایی در انجام امور بوده ، به همین دلیل در تطابق با محیط ، نسبت به سایر همسالان خود ضعیف تر جلوه می کنند . فقدان انگیزش و یا عدم قدرت در تطابق با محیط در اینگونه کودکان به دلیل کم کاری ذهن نیست . بلکه تنبلی اینگونه کودکان ممکن است معلول یکی از عوامل زیر باشد :

الف- مشکلات عاطفی :

- شاید مشاجرات  بین پدر و مادر او  موجب لطمه ی عاطفی  و  حواس پرتی  در  وی می گردد .

- شاید پدر ، شدیدا سخت گیر و خشن است .

- شاید مادرر طفل مدتی است بیمار است و این رنجور بودن مادر روی روحیه ی او اثر گذاشته است .

-  شاید طفل از بی مادری رنج می برد .

-  شاید طفل از نداشتن پدر یا مادر رنج می برد .

-  شاید نا مادری موجب آزار و اذیت وی می شود .

-  شاید معلم سختگیری زیاده از حد دارد .

-  شاید یکی از همشاگردی هایش او را مورد اذیت و آزار قرار می دهد .

-  و بسیاری شاید های دیگر .

ب-عوامل اقتصادی :

         - شاید ناچار است در ساعات غیر از مدرسه در پی کسب معاش برای کمک به اقتصاد خانواده باشد .

            - شاید از تضاد طبقاتی بین خود و همکلاسی هایش رنج می برد .

            - شاید خانواده ی او پول برای تهیه ی نیازمندی های اولیه برای تحصیلش ندارد .

            - شاید اکثر شب ها گرسنه می خوابد و از فقر تغذیه رنج می برد .

- و بسیاری شاید های دیگر .

            

ج-عوامل اجتماعی :

           - شاید برای رسیدن به مدرسه راه زیادی را طی می کند .

           - شاید از شغل پدرش به عنوان رفتگر محله ، احساس سر افکندگی می کند .

          - شایددرکلاس،درمحلی قرارگرفته که ازنظرمحل نشستن یا میزان نورجای مناسبی نیست .

          شاید از کم رویی رنج می برد .

          -  و بسیاری شاید های دیگر .

د-کسالت یا نقص عضو های نامرئی :

          شاید به خاطر کم خونی دچار سر گیجه و بی حالی است .

           - شاید دچار ضعف در بینایی است و اکثرا به خاطر این مشکل دچار سر درد می شود .

           -  شاید اختلال در شنوایی دارد و یا گوشش سنگین است .

           -  شاید  کودک از صرع رنج می برد .

  شاید های مزبور به اضافه ی صد ها شاید دیگر مشکلاتی هستند که می توانند رشد کودک را از نظر یادگیری و تطابق با محیط دچار خدشه سازند . گاه پیش می آید که به علت پوشیده بودن بعضی مشکلات کودک حتی به آزمون هوشی نیزبه آن نحوکه باید پاسخ دقیق نداده، نتیجتا نمره ای کمتر از حد هوشی خود را کسب می نماید  بنابراین در مواقعی که با کودکی رو به رو می شویم که مشکوک به عقب ماندگی ذهنی است . بد نیست ، ابتدا تا حد ممکن وضعیت اجتماعی ، اقتصادی ، خانوادگی و ... وی مورد مطالعه قرار گرفته حتی از نظر جسمی نیز مورد معاینه قرار گیرد تا در صورت وجود عواملی غیر از معلولیت ذهنی در رفع آن کوشش و تلاش لازم انجام گیرد .

  نهایی ترین وسیله ای که قادر به تمیز بین معلولیت ذهنی وتنبلی است ، استفاده از چند نوع آزمون هوشی است که بر اساس آن با توجه به ارزیابی زمینه های مختلف ذهنی می توان در مورد رشد یادگیری کودک قضاوت نمود . 

کودک دیر آموز عقب مانده ی ذهنی نیست

   کودک عقب مانده ی ذهنی اندوخته ی فراوانی از تجارب نا کام دارد ، کمتر تشویق وترغیب شده   است و نیازمند تشویق و ترغیب وکوشش های موفقیت آمیزاست ، او کار ها را کم کم

  و جزئی تر می آموزد وانجام  می دهد ، به نقاط ضعف او بیشتر توجه شده است تا به ابعاد قوی تر وجودش، بازخورد یا نگرش مثبتی به خود ،

اطرافیان و جهان هستی ندارد و بسیاری از رفتار های او نا شی از همین نگرش است  . از نظر اجتماعی نا سازگاری  بیشتری دارد  زیرا  اجتماع  او  را  خوب

نمی شنا سندو از او در حد توانش انتظار ندارند . کودک عقب مانده ی ذهنی در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارد و در پذیرش مسئولیت ها سخت در مانده است ، از نظر حواس مختلف دچار نارسایی و ضعف و بعضا اختلال جدی اند توجه دقیق و ظریف به حواس مختلف آنان بیانگر احساس درست و درک عمیق وجود آنها ست چرا که کودک عقب مانده ی ذهنی چشم دارد اما تیز بینی ندارد و نیازمند نگاه های محبت آمیز است . گوش دارد اما قدرت و قوت لازم برای تشخیص شنوایی ندارد و نیازمند شنیدن کلام آرام ، صدای هدایتگر و مهربان است . زبان دارد اما در اظهار و بیان خواست ها و مکنونات قلبی اش با مشکل مواجه است ونیازمند صبر وحوصله و بردباری و گوش شنوای مربی است. حس چشایی اش ضعیف است و در تشخیص شیرینی ها و تلخی های خوراکی ها  

کمی کند است ، اما نیازمند چشیدن تلخی ها و شیرینی های زندگی است ، حس بویایی اش نیز ضعیف است اما بوی عطر محبت را بیش از هر بوی دیگری می یابد . حس لامسه اش ضعیف است ، اما نیاز بیشتری به دستگیری دارد . پا دارد ، اما نیازمند حرکت و تحرک و راهبری است . و سرانجام چهره ی معصوم وگویایش نیازمند شکفتن است و قلب مهربانش آکنده از عطوفت و مهرپذیری. پس کودک دیرآموزعقب مانده ی ذهنی آموزش پذیر(قابل پذیرش در مراکز استثنایی) نیست

نگرشی به کودکان دیر آموز

                 به نام آفریننده ی تفاوتها         

 آنکه تفاوت ها را خلق کرد تا نظام هستی و موجودات آن را از یک نواختی و رکود خارج سازد و به حرکت ها معنا بخشد ، از روی تفاوت ها ست که آدمی به مفاهیم مختلف پی می برد و در پی تغییر وتحول و چاره اندیشی است ، از روی تفاوت ها انسان  می تواند مقایسه کند وتشخیص دهد.


در توجه به تفاوت ها ست که جایگاه افراد مشخص می شود و بر اساس توانایی ها و ظرفیت ها ست که برای افراد تکالیف مشخص می شود و وظایف مطرح می گردد. با این وصف سخن از کودکان دیر آموز ، سخن از تفاوت ها ست ، سخن از ایفای مسئولیت ها ست ، سخن از احیای انسان ها ست سخن از شناخت وﯾﮋگی ها و توانایی ها ست ، سخن از قابلیت ها ست و بالاخره سخن از رفع موانع و هموار کردن طریق رشد وشکوفایی استعداد ها ست .

با این مقدمه موارد و نکات و راهبرد هایی در خصوص شناخت ، خصوصیات ، و نحوه ی آموزش به دانش آموزان دارای مشکل ذهنی در حد دیرآموز که در مدارس عادی و درکنار سایر دانش آموزان مشغول تحصیل می با شند ارائه می گردد . امید است توسط همکاران محترم و زحمتکش در مدارس عادی که به انجام وظیفه مشغول می با شند به کارگرفته شده و باعث شود تا حدودی از مشکلات آنان کا سته و مشوقی برای انجام زحمات و تلاش بیشتر در جهت فراهم نمودن زمینه های لازم برای پیشرفت و موفقیت و شکوفایی استعداد های دانش آموزان نیاز مند با شد.   

   این گروه از افراد به علت کمی رشد ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسائل همانند افراد عادی و هم سن وسال خود نیستند . دیر آموزان در واقع در میان گروه های آهسته گام از بالاترین درجه ی رشد ذهنی برخوردار بوده و بزرگ ترین گروه از گروه های آهسته گام را تشکیل می دهند. بهره ی هوشی آنها حدود 75تا90درصد می با شد. درصد قابل توجهی از جمعیت دانش آموزان مدرسه رو که معمولا نمی توانند همراه وهمگام با سایر همکلاسان همسال خود در تحصیل ویاد گیری مطالب موفق با شند، از این گروه اند . این گروه از دانش آموزان اغلب فقط از نظر تحصیلی ضعیف بوده اما معمولا از نظر جسمانی ، حسی وحرکتی ، عاطفی ، اجتماعی و ... با دیگر همکلاسان خود در مدارس عادی تفاوت چندانی ندارند در درک مفاهیم و یادگیزی مطالب ، کند تر از متوسط کلاس اند ، در تشخیص روابط پیچیده ضعیف اند ، از درک مفاهیم انتزاعی یا مجرد عاجز اند . برای یا د گیری مطالب درسی به تمرین های بیشتری نیاز دارند ، دامنه ی معلومات عمومی آنان نسبت به همسالان خود محدود تر است ، خزانه ی لغات محدود تری نسبت به همسالان خود دارند واز دستور زبان ساده ای استفاده می کنند در خواندن و فهمیدن کتاب های درسی دچار اشکال هستند با توجه به وﯾﮋه گی های دانش آموزان دیر آموز ، عموم متخصصین تعلیم وتربیت عادی واستثنایی را عقیده بر این است که این قبیل دانش آموزان از آنجایی که از نظر رشد ذهنی تفاوت کمی با دانش آموزان عادی دارند، بهتر است در مدارس عادی و همراه سایر همسالان خود تحصیل نمایند . بدیهی است در مدرسه نیاز به مشاوره و راهنمایی و خدمات فوق العاده ی آموزشی دارند ولازم است اولیای دانش آموز نیز معلمان مربوطه را در تمرین واستمرار مطالب و یاد گیری به نحوی که مقدور و میسر با شد یاری نمایند . وﯾﮋه گی بارز کودکان دیر آموز آن است که دیر می آموزند و زود فراموش می نمایند لذا تاکید بر ضرورت واستمرار آموزشی بر همین اساس است و حصول موفقیت فقط در سایه ی صبر و شکیبایی و استمرار در برنامه ی آموزش و پایداری در آن است در واقع کودکان دیر آموز به دلیل اینکه توانایی آموختن مواد درسی را کند تر و با صرف وقت بیشتری در کلاس های معمولی دارند ، در مقایسه با سایر گروه های عقب مانده ی ذهنی و بر اساس تعریف نوین عقب ماندگی ذهنی ، عقب مانده ی ذهنی محسوب نمی شوند ، آنها نیاز بیشتری به توجه خاص و شکیبایی مربیان دارند . در سنین بزرگسالی نیز افراد دیر آموز توانایی سازگاری با محیط را داشته و قادراند از یک زندگی مستقل برخوردار باشند .

درد دلـی کوتـاه (2)

بدانیم که عمر آدمی بس کوتاه است، این چند روزه فرصت را غنیمت شماریم تا به تکالیف حقیقی که در تکاپوی آنیم برسیم و وجود روحانی ما صاف تر از زمان ولادت شود. با قدرت و شهامت با هوا و هوس و امیال زشت به وسیله دل وروح پیکار نماییم.  چون مادیات و احساسات بر روح غلبه می نمایند از آنها  بپرهیزییم تا به دام نیرنگ و خدعه های دهر گرفتار نشویم، عیب و نقص اخلاقی خود را اصلاح کنیم، خوی و طبیعت خود را ملایم و اراده خود را قوی سازیم،بیکار ننشینیم،فکر و نیت خود را از بازیچه های بیهوده ی زندگی و کارهای مبتذل منحرف داریم و به خدمت خلق بپردازیم و عضوی مفید در اجتماع باشیم.

نــکـتـه هــای تـربیتی ( 2)

                             

ویرانگرترین کلمه تمسخر است،دوست داری باتو چنین کنند؟ 

                                          

بی رحمانه ترین کلمه تنفر است، آن را از بین ببر.


 زشت ترین کلمه دورویی ست، یک رنگ باش.

 

عمیق ترین کلمه عشق است، به آن ارج بنه.

درد دلـی کـوتـاه (1)

                                     انعکاس دردها ورنجها ومصائب ومشکلات درحول واطراف ما انسانـهای زبون وضعیف وناتوان وانسانهـای حقیر وفقیر باعث شده است که هرروزه از ایمان ،اعتقاد،باور وآرا مش قلبی،روانی وجسمانی ما بکاهـد که آن هم انسانهـایی را می خواهـد که در مقابل تمـام مصائب ،رنجـها ،گرفتـاریها و مشقتها  صبر،بردبـاری،شجاعت وجوانمردی به خـرج بدهـند وبتوانـند در مقـابل متـحمل شـونـد ودر بنـد اسـارت آنها خـود را برهانند،انسانهایی که در این جهان بدون هـدف همچون پر کاهی در این دریا و بحـر دنـیوی در بالا و پایین موجـها دست وپـا می زننـد وهـمـواره آنهـا در خطر غرق شدن ودر پی هدفهای بی مورد وکشمکش های موج وخوص فکری ناتوان ودر پی رهایی ونجات هستند ولی متأسفانه به علت عدم تصمیم درست وتعمیم و اراده و تفکر صحیح در آن سو وجهتی که موج میخواهد سوق داده می شوند وبلأخره با ناکا می در زندگـی ودر نهایت زبونی وزوال به فرجام زندگی خواهند  انجا مید .خوشا به حال آنانـکه توانستند در این دنیای دنـی وفانـی و آزمایشگاه بزرگ، رنجـها را متحمل شـدند وبا قلبی سلیـم ودلی سـرشـار وآکـنده ومحشون از ایـمان و باور قلـبی و صفـا،صمیمت،پاکـی واخلاص چشم از این دنیا  فروبـندند و به کاروان سعادتـمندان ناِیـل گـردنـد  و ای کاش ما هـم همـرنگ وهـمـراه آنـها می بــودیم وپیـوسته می توانستیم مسیر،طریق وراهـی را می پیمـودیم که ما را به سعـادت،خوشبختی ورضـا منـدی وخشنودی عالم کاینات وخالق مخـلوقات و قادر موجـودات می رسانید.

نگرش به کودکان استثنایی

اصطلاح آموزش و پرورش استثنایی برای کودکان استثنایی عبارت از ایجاد تغییرات و اصلاحات لازم در برنامه های عادی آموزش و پرورش و برنامه ریزی آموزشی متناسب به ویژگی های فردی ، اتخاذ روش و شیوه های خاص تربیتی ، تهیه ی وسایل و لوازم ویژه برای کمک به کودکان استثنایی است ،

به گونه ای که هرکس به فراخور ویژگی های ذهنی  و جسمی خود به حد اکثر توانایی ها و استعداد های بالقوه ی خویش نایل آید . در واقع آموزش استثنایی یک نظام آموزشی بالینی است که هدفش توجه به توانایی های کودک استثنایی است ، نه ناتوانی های او . به عبارت دیگر ، آموزش و پرورش استثنایی بیان گر توسعه و پیشرفت حرفه ای و تخصصی در ارزیابی و تشخیص نیاز ها و       قابلیت های فردی و ارائه ی برنامه ی آموزش انفرادی است همان گونه که یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش با توجه به تفاوت های برونی و درونی کودکان و بالطبع آموزس انفرادی است ، آموزش و پرورش استثنایی نیز برداشتن گامی بلند در این جهت به شمار می رود در واقع ، برخلاف آنچه عمدتاَ در اذهان تداعی می شود ، آموزش وپرورش استثنایی لزوماَ به معنای جداسازی و انتقال کودک از مدرسه عادی به مدرسه ی استثنایی نیست ، بلکه آموزش استثنایی برنامه ای تنظیم شده بر اساس ارزیابی های مستمر و جامع برای کودک ، از تولد تا پایان زندگی وهمراه با خانواده ، مدرسه و اجتماع است .

      در جوامع مختلف ، چگونگی برخورد ، تفکر ، نگرش و دید انسان ها نسبت به مسئله ی کودکان استثنایی به ویژه کودکانی که دچار اشکالات مشخص شده ی ذهنی و جسمی هستند ، بستگی به شرایط و آگاهی های اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی ، مذهبی و اخلاقی مردم آن جامعه دارد . اما به طور کلی از نقطه نظر تاریخی ، بشر از سه مرحله ی فکری متفاوت نسبت به این کودکان گذشته است. در مرحله ی اول این قبیل کودکان یا به راه های مختلف از بین برده می شدند یا از اجتماع طرد       می گشتند ، درمرحله ی دوم به این گروه با دید ترحم و حمایت می نگریستند و در مرحله ی سوم یعنی در سال های اخیر ، پذیرفتن کودکان استثنایی در جامعه در کنار دیگر کودکان و استفاده از        توانایی های آنان تا آنجا که امکان پذیر باشد ، مطرح گردیده است .  این تفکر که کودکان استثنایی نیز همانند سایر دانش آموزان نیاز به آموزش و پرورش در محیطی عادی و همراه با همسالان سالم خود را دارند ، بسیار جدید است . باید در نظر داشت که کودکان استثنایی قبل از اینکه استثنایی باشند ، بشرند و احتیاجاتی نظیر سایر افراد بشر دارند .

         قوانین باید به گونه ای تهیه و تنظیم شوند که آموزش و پرورش برای تمام کودکان امکان پذیر و مجانی باشد . دانش آموزان استثنایی نیز نباید از این قوانین مستثنی باشند زیرا آنان نیز مانند سایر دانش آموزان به آموزش و پرورشی در خور توانایی ها و نیاز هایشان احتیاج دارند . این آموزش و پرورش باید امکانات را به گونه ای فراهم آورد تا هریک از دانش آموزان اعم از استثنایی یا عادی بتواند به حد اکثر رشد ذهنی و جسمی خویش که امکان دارد برسد . تربیت دانش آموزان استثنایی ، به مربیا ن ومشاوران ورزیده و آشنا با دشواری های اینگونه شاگردان احتیاج دارد . و اولیای اینگونه کودکان هم نباید از وظایف ومسئولیت های خود چشم پوشی کنند .

اهمیت مشاوره

    در جهان امروز اهمیت خاص مشاوره و نقش حساس مشاوران خانواده بر هیچ کس پوشیده نیست . سیر پیشرفت روز افزون علوم ، فنون و تکنولوژی از یک سو و انسجام گسیختگی های فرهنگی ، اختلالات فراوان رفتاری و آسیب های شخصیتی از سوی دیگر ، مصونیت و در حال پویایی خانواده ها را با مشکل جدی مواجه ساخته است .

در این شرایط اولیای متعهد برای تامین نیاز های اساسی خانواده ، حفظ بهداشت روانی و فراهم کردن زمینه های رشد سالم شخصیت فرزندان ، هدایت مطلوب تحصیلی و شکوفایی استعداد ها و خلاقیت های آنان ، سخت نیاز به رایزنی ، مشاوره و راهنمایی دارد . بنابراین چگونگی برخورد ، مصاحبه و مشاوره با این قبیل خانواده ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است . مشاوره و راهنمایی صحیح والدین کودکان استثنایی نه تنها می تواند موجبات اعتماد به نفس و اطمینان خاطر اولیا را فراهم نماید ، بلکه در چگونگی برقراری یک رابطه ی موثر و مفید با فرزند استثنایی شان نیز موثر واقع گردد .

             آغاز سریع و استمرار برنامه های آموزشی و ایجاد مشاوره جهت هر چه بیشتر شکوفا نمودن استعداد ها ، پایداری یادگیری ها و به هدر رفتن نیرو ها و سرمایه های معنوی می باشد . نقش اولیاء در آشنایی با برنامه های آموزشی کودک در مدرسه و هماهنگی و همکاری کامل مربیان و اولیا و ایجاد مشاوره  در اجرای برنامه ها و پیشرفت تحصیلی و رفتاری کودک از اهمیت بسیاری برخوردار است . در واقع هرگز فعالیت های آموزشی مدرسه و یادگیری های کودک بدون توجه و همکاری و کمک و پیگیری اولیاء کودک در خانه و مشاور نمی تواند از اهمیت و اعتبار خاصی که باید داشته باشد برخوردار گردد . در واقع با در نظرگرفتن اهمیت ضرورت مشاورت و هدایت و راهنمایی دانش آموزان استثنایی پس از فارغ التحصیلی یا پایان برنامه آموزشی آنان در مدارس و مراکز استثنایی در زمینه های مختلف حرفه و شغل و تشکیل خانواده و زندگی مستقل و مسئولانه بی تناسب نخواهد بود .

  خلاصه کلام اینکه مشاوران بصیر می توانند با انتخاب پیام جاذب ، گویا و دلنشین ، در موقعیت و شرایط مطلوب ، با روش موثر و نیکو و در نظر گرفتن ویژگی های مخاطبین و جلب اعتماد ایشان ، تغییرات قابل توجهی در نگرش ها و بالطبع رفتار های آنان ایجاد کنند .

وظایف مربیان در قبال کودکان استثنایی

   به طور کلی معلمان خواه در کار کردن با کودکان عادی یا استثنایی ، اغلب باکودکانی مواجه خواهند بود که به آموزش پاسخی نمی دهند و یا در کلاس مزاحمت هایی ایجاد می کنند . در اینگونه کودکان احتمالاَ نشانه هایی از نا رسایی ها در خواندن ، نوشتن ، حساب و دیگر مواد درسی و یا اختلالاتی در مهارت های بنیادی و به طور کلی نا سازگاری به چشم می خورد .

  بی تردید همه ی معلمان در چگونگی برخورد صحیح آموزشی با دانش آموزان نیاز به راهنمایی و کمک دارند . کلاس های شلوغ و پر تعداد دانش آموزان بیانگر این حقیقت است که همه ی       دانش آموزان ولو اینکه در یک کلاس درس بوده و کم و بیش از نظر سنی مشابه می باشند نمی توانند از نظر های مختلف ذهنی ، عاطفی و استعداد های مختلف کلامی ، ریاضی و هنری و ... باهم مساوی و مشابه باشند . هر قدر تعداد دانش آموزان در یک کلاس افزون باشد این قبیل تفاوت ها نیز بستر و   متنوع تر خواهد بود . از تفاوت طبیعی بین یک دانش آموز با سایر دانش آموزان کلاس در زمینه های فوق الذکر که بگذریم ، توجه به تفاوت های درونی یک دانش آموز در زمینه ی علایق و استعداد های مختلف او در یادگیری می تواند در روش های آموزشی معلم بسیار مفید واقع گردد . شناخت دقیق و توجه کامل به تفاوت های فردی در دانش آموزان استثنایی در امر تعلیم و تربیت از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

آموزش و نقش مربیان در تعلیم و تربیت کودکان استثنایی       

    قبل از همه معلمان و مدیران ما در مدارس عادی احتیاج به کسب اطلاعات و دانش و آگاهی لازم در زمینه ی کودکان استثنایی و خصوصیات و ویژگی های آنان دارند . در حال حاضر تعداد قابل توجهی از کودکان و دانش آموزان واجب التعلیم استثنایی در مدارس و کلاس های عادی به ویژه در دوره ی ابتدایی مشغول تحصیل هستند .

اگر معلمان مدارس عادی از بینش و آگاهی لازم در زمینه ی کودکان استثنایی برخوردار نباشند هرگز نمی تواننند در تشخیص این حقیقت که جای یکی از شاگردان آنها استثنایی است و یا اینکه دیگری می تواند با توجه خاص  در همین کلاس عادی ادامه تحصیل بدهد موفق باشند . نا گزیر در غالب موارد به آموزش یکسان و عمومی پرداخته و خدایی ناکرده دانش آموز کند ذهنی را به علت عدم درک صحیح مطالب و غلط خواندن و غلط نوشتن تنبیه نموده و یا با   برچسب های مختلف او را به دیگران معرفی و یا از کلاس اخراج می نمایند و زمانی که دانش آموزی دچار ضعف بینایی بوده و به واسطه ی عدم آگاهی و یا غفلت خانواده و یا به دلیل فقر فرهنگی از مراجعه به چشم پزشک و دریافت عینک مناسب محروم مانده و در سر کلاس دچار سردرد و سر گیجه گشته و از مطالب روی تخته سیاه یه سختی چیزی درک نموده و از خواندن صحیح کلمات نیز عاجز و ناتوان است ، دچار بی مهری معلمی که هرگز چنین احتمالی را نداده و برای او عذر و بهانه ای نمی شناسد واقع می گردد . لذا حداقل یک دوره ی آموزش وپرورش استثنایی جهت کلیه ی معلمان مدارس به ویژه در سطوح آمدگی و ابتدایی کاملاَ ضروری است . این خود کمک موثری است در پیشرفت آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی . تربیت معلمان ویژه ی کودکان و    دانش آموزان استثنایی امری است اجتناب ناپذیر ، با توجه به وسعت برنامه های آموزش استثنایی و تنوع دانش آموزان استثنایی و ضرورت مطالعه و انجام تحقیقات و پژوهش های لازم در پیشبرد شیوه های تشخیص ، روش ها و برنامه های آموزش استثنایی ، دوره هایی جهت تربیت معلمان استثنایی ضروری است .

    این خود  کمک موثری است در پیشرفت آموزش و پرورش کودکان و دانش آموزان استثنایی . تربیت معلمان ویژه ی کودکان و دانش آموزان استثنایی امری است اجتناب ناپذیر . با توجه به وسعت برنامه های آموزش استثنایی و تنوع دانش آموزان استثنایی و ضرورت مطالعه و انجام تحقیقات و پژوهش های لازم در پیشبرد شیوه های تشخیص ، روش ها و برنامه های آموزش استثنایی ، دوره هایی جهت تربیت معلمان استثنایی ضروری است . 
ادامه نوشته

آموزش والدین کودکان استثنایی

      شرکت موفقیت آمیز والدین در فعالیت های آموزشی و کسب اطلاعات در مورد کار با فرزندانشان  می تواند احساس شایستگی و کنترل آنها را در برخورد با کودکانشان بالا ببرد ، بنابراین تدارک خدمات و برنامه های مورد نیاز والدین وقتی از اطمینان برخوردار می شود که نقش والدین به عنوان همیار ، کمک کنند ه و آگاه از طریق دریافت آموزش های صحیح مشخص تر گردد . اعضای خانواده و والدین در واقع در طول زندگی کودک ثابت باقی می مانند در حالی که دیگران به ویژه معلمان مرتباَ تغییر می یابند . بنابراین والدین می توانند به عنوان معلمان طولانی مدت کودک محسوب شوند و اگر این قبیل برنامه ها بخواهند از موفقیت برخوردار شوند باید بین برنامه های خانه و مدرسه  ارتباط و هماهنگی بر قرار گردد .

   برای شروع برنامه های آموزشی و تربیتی صحیح در خانه و استمرار آن در مدرسه ، اولیا ی کودکان استثنایی می بایستی از امکانات آموزشی ، مشاوره و راهنمایی وزارت آموزش و پرورش به سهولت بهره مند گرددند .زیرا که به طور معمول رفتار تربیتی پدر و مادر در رابطه با کودک خود برمبنای تجربه و یا تصویری است که از شیوه ی تربیتی کودکان عادی دارند .

      زمانی که کودک به گونه ای نیست که در چهار چوب روش های تربیتی معمول باشد پدر ومادر نیاز به راهنمایی و کمک دارند ، رابطه ی پدر و مادر در خانواده با کودک بسیار مهم می باشد . به ویژه زمانی که کودک خانواده با دیگر کودکان هم سال خود از بعضی نظر ها متفاوت و استثنایی      می باشد . کودک استثنایی به رابطه استثنایی با خانواده ی خودنیازدارد . رابطه کودک و پدر و مادر     بسیار حساس می باشد به نحوی که اگر امری بر کودک تاثیر بگذارد بر پدر و مادر کودک نیز تاثیر خواهد گذااشت و بالعکس . این رابطه ی ظریف و متقابل در ارتباط با کودک استثنایی همچون کودک نابینا از حساسیت و ظرافت خاصی برخوردار است .

    در ایفای صحیح این مسئولیت ها بیش از همه والدین باید اطلاعات وشناخت لازم و جامعی را به کودک استثنایی خود داشته باشند . والدین باید بدانند چه رفتاری با کودک استثنایی خود در جهت تعلیم و تربیت او داشته باشند . چگونه با کودک استثنایی خود ارتباط صحیح و موثر و مفید برقرار نموده و در یاری به کودک نیز در پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی و نحوه ی برقراری ارتباط با دیگر برادران و خواهران کودک که مانند او استثنایی نیستند چه روش هایی را باید اتخاذ نمایند تا سازگاری و روابط هر چه مفید وموثر و سازنده بین کودک استثنایی و تمامی اعضای خانواده بر قرار گردد .

   نکته مهم و قابل تذکر دیگر توجه خاص به وضعیت روحی وعاطفی والدین است. در این شرایط این قبیل والدین سخت به مشاوره و راهنمایی مسئولان متعهد ودلسوز و دوستان آگاه و آشنا و فهیم نیاز دارند . بدون شک پدران و مادران کودکان استثنایی بیش از سایر والدین در ساخت شخصیت فردای فرزندان خود موثر هستند . لذا باید آنها را به طریقی هدایت نمود که از معلولیت فرزند خود و حشتی نداشته باشند و نقص او را چون عضو او بپذیرند .

سیاری از اولیای کودکان استثنایی از پذیرفتن نقص فرزند خود وحشت دارند . و گاهی  نمی خواهند قبول کنند که فرزند آنها به نوعی و طریقی استثنایی است و در مواردی حتی عکس العمل نشان می دهند . از گذاردن او به مدارس خاص این گونه کودکان امتناع می ورزند و در برخی موارد فرزند خود را از نظر ها مخفی می دارند گاهی وجود فرزند استثنایی را گناهی می دانند و در بعضی موارد به خاطر داشتن فرزند معلول نسبت به خود احساس ترحم می کنند . برخی از آنان به غلط فرزند استثنایی را نوعی کوچکی شخصیت به حساب می آورند .

     باید اجتماع را از وجود کودکان استثنایی و چگونگی برخورد با آنان آگاه ساخت باید از طرق مختلف به خانواده ها قبولاند که هر کس ممکن است به دلیلی صاحب فرزندی معلول گردد و داشنت فرزند معلول و استثنایی سر شکستگی نیست بلکه افتخار است . زیرا خانواده ی او موظف می گردد که علاوه بر تمام وظایف معمولی و متداول وظیفه ی انسانی بزرگتری را نسبت به فرزند استثنایی خویش انجام دهد و بدون شک این خدمت انسانی  از نظر خدا و خلق خدا دور نمی ماند .

مشکلات والدین کودکان استثنایی

    همه ی کودکان گاهی اسباب رنجش و بی حوصلگی و بی صبری را برای والدینشان فراهم می آورند و زمانی تیز پیام آور رضایت مندی و خشنودی آنها خواهند شد . این امر در مورد کودکان با نیاز های ویژه  ، نه تنها صادق است بلکه بیشتر هم به چشم می خورد . این گونه والدین مجبور اند کوشش زیاذ تری به عمل آورند که البته نتیجه ی چنین تلاش هایی باز گو کننده ی کامیابی و لذتی است که خانواده از موفقیت های کودک ناتوانش در انجام مهارت های جدید کسب می کنند .

همینطور شادی و لذت آنها وقتی بیشتر احساس می شود که کودکشان باآنها به عنوان یک فرد رابطه برقرار می کند . با وجود این ، بگذارید جهت دیگر قضیه را فراموش نکنیم . شوک و ضربه ی ناگهانی که از شنیدن خبر معلولیت و ناتوانی کودکشان برای نخستین بار به آنها دست می دهد . غم و افسوسی که از مشاهده ی درد و رنج بردن کودکشان احساس می کنند ، خشم و ناامیدی که در مقابل تلاش های زیاد ولی نتیحه بخش نبودن و یا کندی موفقیت در آنها پدید می آید . همه و همه از مشکلات والدین کودکان استثنایی می باشند .

    جریان تربیت کودک برای والدین لذت آور است و این در حالی است که این جریان با مشقت ها و ناراحتی های فراوانی همراه می باشد حتی در مورد والدینی که دارای کودکان با هوش و سالمی هستند نیز شکیبایی ، خلوص ، توانایی و حسن تفاهم زیادی لازم است علی رغم خشم ، احساس گناه ، ناامیدی یا محرومیتی که والدین به طور موقت با آنها روبرو هستند باید گفت به دلیل طبیعی بودن کودک معمولاَ دارای حس اعتماد بوده و کودک خود را می پذیرد .

   در مورد خانواده ی کودکان استثنایی موقعیت پیچیده و مشکل تر است . استثنایی بودن کودک نیاز به امکانات ویژه ای برای مراقبت از او ، آموزش و تعدیلی که والدین باید در انتظارات خود برای آینده ایجاد کنند همگی موجب وارد آمدن فشار روی والدین شده و احتمالاَ آرامش خانواده را به هم خواهد زد . علاوه بر این فشار ، رابطه ی کودک و والدین در اثر جدایی کودک از افراد هم سن و سال . مراقبت دراز مدت ممکن است خدشه دار گردد . در بعضی از موارد ، کودک از نظر عاطفی و اقتصادی برای تمام عمر وابسته به خانواده باقی می ماند . بنابراین ملاحظه می گردد که رابطه میان کودک استثنایی و خانواده ی او نه تنها پیچیده تر از رابطه میان کودک عادی و خانواده ی اوست ، بلکه سخت تر نیز می باشد .

  والدین کودکان استثنایی برای مقابله با مشکلات خانوادگی ، شناسایی و قبول استثنایی بودن کودک و مقابله با مشکلاتی که در ارتباط به کودک استثنایی و خواهران و برادران او ایجاد می گردد  اغلب به کمک نیاز دارند .

نــکـتـه هــای  تــــربــیـــتــی(1)

           

زندگی زیباست؛اگربامعنی باشد،زیباتراست                    .

سخن زیباست؛وقتی صادقانه باشد،زیباتراست                          .                                                                        

 بخشش زيباست،اگرباعشق قرين باشد زیبا تر است.                                                                                                                                                                               

زمان زیباست؛وقتی با یادگیری توام باشد،زیباتراست. 

رفتن زیباست؛اگر برای رسیدن به هدف باشد،زیباتراست.

خداحافظی زیباست؛اگربادیدار دوباره همراه باشد،زیباتراست.