درد دلــی کــوتــاه (4)

بـه راسـتی کـه دردیـسـت بـس گــران و انـدوهـی مــدام ، غـمی طـولانــی و امـانـتی سـنـگـیـن ... ، بـه راسـتـی کـه لــمـس و حـتـی تــصـور آن بـسـیـار سـخـت و مـشـکـل اسـت

بـایـد از دل دردمــنـدش پـرسـید و از انـدوه مـداومــش سـوال کـرد. چـگـونـه بـار سـنـگـیـنـش را بـایـد تـصـور کـرد و مـسئــولـیـت خـطـیـرش را تـجـسـم نـمـود و از چـهـره مـظـلـومـش خـون دلـش را دیـد ؟ در حـقـیـقـت تـحـمـل آن عـمـر نــوح ، صـبـر ایــوب ، اسـتـقـامـت یـوســف ، آزمـایـش عـظـیـم ابـراهـیــم ، پـنـاهـگـاه یـونــس و... مـی خـواهـد.

بـلـه خـانـواده ی کــودک اســتـثـنـایـی بـا مـشـکلات،آلام و درد هـایـی مـواجـه اسـت کـه مـا از آن هـا بـی خـبـریـم ؛  

بـاشـد کـه حـتـی بـرای لـحـظـه ای بـا آن هـا سـهـیـم بـاشـیـم و دمـی آن هـا را درک کـنـیـم و بـا نـظـر و تـفـکـری دیـگـر بـه آن هـا بـنـگـریـم ودر آخـر بـدانـیـم کـه مـا      [ تـافـتـه ی جـدا بـافـتـه ]  نـیـسـتـیـم و هـر لـحـظـه در مـعـرض آزمـایـش و امـتـحـان خـالـق مـطـلـق هـسـتـیـم .

                     « بــا درود تــا دردی دیــگــر بــدرود»


آسـان تــریـن راه(2)

آسان ترین راه رسیدن به آرامش ، آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .

- آسان ترین دوستی،همیشه بهترین دوستی نیست.این را به خاطر بسپار .

- آسان ترین بحث،بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .


- آسان ترین برد ،آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .


- آسان ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .

- آسان ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .

- آسان ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .

- آسان ترین راه بودن،آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .

- آسان ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .

ای کــاش

اشعاری که نوآموز روشن دل مرکز آموزش استثنایی طلوع در مراسم روزمعلم (91/2/12) قرائت نمود. از مجموعه اشعارفرهنگی بازنشسته آقای مومن یزدانبخش.

                                                 ای کاش                                          

                                     

     من بچه ای بیدارم                   زندگی را دوست دارم

     کاش چون ابر بهاری               می باریدم بریارم

     من کودکی ساده ام                   معلول وآزاده ام

     ترسی ندارم زکس                   دستم ، به دوست داده ام

     نگویید من نادانم                     همه چیز را می دانم (کم توان ذهنی)

     من هم مانند شما                      کتابم را می خوانم

     صدای مادرم را                      معدن گوهرم را

     کاش می شنیدم به گوش             صدای اخترم را (ناشنوا)

     پروانه گلزاریم                        بلبل شاخساریم

     مانند کوه مقاوم                        انتظار بهاریم

     گویند گلها زیبایند                     قشنگ وبا صفایند

     کاش می دیدم آنان را                وقتی که در می آیند

     کاش مادرم می دیدم                  به رویش می خندیدم (نابینا)

     مانند پروانه ای                       به سویش می پریدم

     ای کاش مثل تو بودم                با پاها می دویدم (معلول جسمی)

     برای روز معلم                      هدیه ای می خریدم

     من انسانی دلدارم                   همگی را دوست دارم

     در دلم جا گرفته                     مدیر و آموزگارم 

آســان تــریــن راه(1)

- آسان ترین راه آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .


- آسان ترین راه قدردانی،یک تشکر ساده است،ولی خالص و صمیمانه


- آسان ترین راه عذر خواهی ، عدم تکرار اشتباه قبلی است .


- آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .


- آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .


- آسان ترین راه پول در آوردن ، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .


- آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .


- آسان ترین راه جلب محبت ، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .

- آسان ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار.



آفــریــن بــر تــو (3)

آفرین بر دست توانا ، همت بلند ، اراده آهنین  و صبر جمیل  تو ای مربی زحمت کش کودکان استثنایی ، به راستی که باید این همه توانایی ، همت ، اراده ، صبر و ... را ستود .

آفرین بر صبر و شکیبایی تو که متحمل انسان هایی هستی که خصوصیت بارز آن ها دیر آموختن و زود فراموش کردن است .


آفرین بر نگاه مهربانت ؛ عاطفه و احسانت که با لبخند هایت ارزش می آفرینی و با عطوفت و مهرت به دل دردمندان آرامش می بخشی .


آفرین بر شور و شوق و علاقه ات که باعث دلگرمی و تداوم خدمت به خدمت گزاران است .


آفرین و هزاران آفرین بر آنان که با عشق و محبت به کسانی خدمت می کنند که از خود ضعیف ترند و راه درست زندگی کردن را به آن ها نشان می دهند تا بتوانند از زندگی لذت ببرند .

درددلـی کـوتـاه (3)

از روزی که آدمـی  پا به عرصـه ی وجـود نهاد فاقـد هرگونه اراده ، تعقـل و تصمیـم  بود، با سپری شدن زمان و کسب علـم و آگـاهی از منشـاء عظیـم قـدرت لایـزال و با دریافت رتبـه ومرتبـه اشـرف در میان مخلـوقـات جهـان بـرگ زرین و افتخاری بس بزرگ رقـم زد و صاحـب اراده ، تعقـل ، تصمیـم و ... شد .  ای کاش این بـرگ زریـن همواره زرنگـار بود و این آدمی پی به رتبـه و درجـه خود می برد و به وجود آن ارج می نهاد .  متاسفانه با داشتن غـرور ، تکـبر و خود بـزرگ بینـی و... شرایط و زمینه هایی فراهـم می نماید که خود را به درجـه اسفـل می رسـاند؛ راستی چرا؟  مگر این انسان ناتـوان و زبـون که یـارای مقابلـه با یک پشـه هم نـدارد ،همـچنان که نمـرودیـان نیز نداشتند می خواهـد چه چیزی را ثابت کند؟ بایـد بکوشـد و بفهمـد که  می توانـد خـود را نیز به درجه ی اعلـی علییـن برسا ند. پس باید کمـر همـت را  بست و با قـدرت تمـام اراده کـرد، تصمیـم گرفت و با تفکـرو تعقـل  زنـدگی کرد؛ این است شـیوه انسـانیـت ، این است جایـگـاه والای آدمـی و این است کسـب افتخـار و دریافـت برگ زریـن .

تـسـت هـوش، انـتـظـارات وانـتـقـادات

آدمی پا به عرصه وجود نهاد تا تسخیر نماید و شگفتی بیافریند و با درایت و زیرکی خود بر سایر موجودات غلبه کند و پیشی گیرد . انسان موجودی است پیچیده و ناشناخته در ابعاد مختلف و بنا به مقتضیات زمان و مکان ، آداب و رسوم و فرهنگ های متفاوت ، امکانات و شرایط مختلف ودر

جوامع انسانی متنوع با ایده ها ومسلک ها ی گوناگون می تواند در شرایط و موقعیت های مختلف سازش نماید وقدرت سازگاری خود را به نمایش بگذارد و در برابر محرکات گوناگون و متفاوت عکس العمل های مختلف نشان دهد و از خود منعکس نماید که این هم نشانی از وجود هوش وذکاوت آدمی است ، که در وجود او به عنوان اشرف مخلوقات نهفته است . با این وصف می توان اذعان نمود که بزرگ ترین امتیاز و فضیلت انسان در عالم هستی نسبت به تمام موجودات مسئله ی هوش اوست و با توجه به پیچیدگی و ناشناخته بودن آن آدمیان به صورت یک نواخت آفریده نشده اند و از یک اندیشه و تفکر یکسان برخوردار نیستند و این عدم یک نواختی باعث ایجاد تنوع می گردد که نهایتاً منجر به ایجاد تفاوت های فردی و مقایسه می شود و انسان ها را وادار به تفکر ، جستجو و کنجکاوی می کند و در جهت شناسایی و کشف علل و عوامل ایجاد تفاوت ها سوق می دهد در نتیجه به دنبال تهیه و ساخت ابزارها و معیارهای لازم برای تشخیص می رود . در این صورت لازم است با نگاهی عمیق ، آگاهی های لازم ، مطالعاتی وسیع ، استفاده از تجربیات مفید و شناخت کافی از ابزارها ی تشخیص تا حدودی نسبت به ارائه نظر و ابراز داوری و قضاوت برآید ؛ آن هم در صورتی که عوامل تاثیر گذار و مداخله گر از قبل کاملا شناسایی ، مورد بررسی و علت یابی واقع شده باشند ؛ آن گاه در جهت رفع آنها فعالیت های لازم صورت گرفته و یقین حاصل شده باشد . اما متاسفانه یا خوشبختانه بعضاً مشاهده می گردد به دلیل ناآگاهی و عدم شناخت و قضاوت های زود هنگام و بنا به عوامل و انگیزه های مختلف به منظور کسب امتیاز وگرفتن مزایا ، بهره گیری از امکانات و شرایط ویژه و یا به خاطر همدردی با گروهی از دانش آموزان دست به اقدامات و ارائه نظراتی می زنند که در بعضی موارد غیر از برچسب زدن و زیر سوال بردن هوش و ذهن حاصل دیگری ندارد . در نتیجه ضرورت دارد با دقت و ریز بینی و پیگیری های لازم در موارد مربوط به وضعیت خانوادگی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تغذیه ، بهداشت روانی و جسمی ، ارتباطات ،

کمبود ها ، شرایط کلاس ، میزان سازگاری ، علاقه و اشتیاق ، تفاوت های فردی ، وضعیت تربیتی،آموزشی و عاطفی و... دانش آموز با هم فکری و همکاری و نظرخواهی از والدین ، مربیان ، مشاوران ، روانشناسان ، صاحبان نظر و تجربه ، آموزگاران توانا و نیروهای موفق و ... یقین و اطمینان حاصل گردد که در صورت شکست و عدم دستیابی به یک نتیجه مطلوب و مؤثر بایستی نسبت به ارجاع و معرفی دانش آموز اقدامات لازم و شایسته صورت گیرد که در این خصوص نیز معمولاً با استفاده از ابزارهای لازم جهت سنجش می توان به نظریات و قضاوت های خود صحت بخشید و از معرفی و ارجاع های مکرر جلوگیری کرد ؛  با این وصف راهکار های فوق به منظور پاسخ به انتظارات مربیان از وضعیت سنجش و نتایج حاصل از آن می باشد که به هنگام ارجاع دانش آموزان جهت سنجش در گزارشات کتبی و شفایی مربیان و مدارس به طور واضح گزارش می گردد که دانش آموز علاقه ای به درس و مدرسه ندارد ، به طور مکرر مرتکب غیبت می شود ، از ضعف پایه برخوردار است ، دارای والدین بی توجه می باشد ، از بعضی امکانات محروم است و در فقر به سر می برد ، فاقد یکی از والدین می باشد ، در خانواده ای آ شفته زندگی می کند ، بیش فعال و پرخاشگر است و یا ارائه بعضی از مطالب که بیانگر وجود یکی از اختلالات یادگیری است و در گزارشات کتبی و شفاهی مشهود است . با این وجود و با این وضعیت که دانش آموز مراجعه می کند مربیان آموزشگاه محل تحصیل توقع دارند که دانش آموز به عنوان فردی دیرآموز یا آموزش پذیر ( قابل پذیرش در مراکز استثنایی ) معرفی گردد.

سخن آخر این که آیا جایز است در کنار تمام این مشکلات و در مقابل افت تحصیلی ، مردودی و هرنوع کم کاری دانش آموز بنا به عواملی در کلاس درس  صرفاً بایستی انگشت را روی هوش دانش آموز گذاشت و فقط و فقط آن را نشانه گرفت و به عنوان عامل اصلی قلمداد کرد؟