درد دلـی کوتـاه (10)

حس انسان دوستی حکم می کند که انسان همواره گذز و نظری بر اوضاع و چگونگی روابط بین انسانها ومسائل ومشکلات آنها داشته باشد،آیا تا کنون پیرامون این حس اندیشیده ایم؟ آیا تا کنون نسبت به عملی نمودن این حس در مقابل دیگران علل الخصوص افراد نیازمند همت نموده ایم؟ آیا تا کنون نسبت به ادای آن توسط دیگران برای خود احساس نیاز کرده ایم؟

امیداست همچنانکه خود احساس نیازمی کنیم نیازدیگران راهم درنظرداشته باشیم ودردها را با همدردی التیام بخشیم.


ای مـعـلـم عـزیـز تـو را سـپـاس

 ای آغاز بی پایان،ای وجود بی کران،تو را سپاس.ای والا مقام،ای

مربی شایسته،ای فراترازکلام،توراسپاس.ای که همچون باران بر

کویرخشک اندیشه ام باریدی سپاست می گویم، تو را به اندازه تمام

مهربانیهایت سپاس می گویم.ای نجات بخش آدمیان ازظلمت جهل

ونادانی،ای لبخندت امید زندگی وغضبت مانع گمراهی، تو راسپاس می

گویم.این تویی که بادستان پرعطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجود می پرورانی وشهد شیرین دانش را به کام تشنگان می ریزی.

پس تورا ای معلم به وسعت نامت سپاس می گویم.همان نامی که چهار

حرف بیشتر ندارد،اما کشیدن هرحرف وصدایش زمانی به وسعت تاریخ نیاز دارد.

درد دلـی کوتـاه (9)

ای کاش هر رنجی به گنجی منتهی می شد

الهی آنانکه شبانه روز در رنجند وبا تلاش،کوشش و زحمات زیاد و طاقت فرسا جان می دهند و از کاه کوه می سازند و...وهمچنان بر روی دایره ی زندگی در گردشند و از شروع و پایان تلاش و گردش خود سر درگمند وهمچنان با حرکات دورانی خود دوران را دور می زنند و...فرجی حاصل نما.

الهی رنجش را گنجش کن و با دَوَرانش،دورانش را دگرگون ساز.




درد دلـی کوتـاه (8)


ای کاش هر گنجی حاصل رنجی می شد

الهی آنانکه شبانه روز در ناز و نعمتند و بدون تلاش،کوشش و زحمت از کوه کاه می سازند واز گردش بر روی دایره ی دوران غافلند واز شروع در طلوعند وبا غروب غریبند و...

الهی وجدانشان را بیدار،عزمشان را وادار،انسانیتشان را پایدار،همتشان را آشکار،سخاوتشان را سرشارو...گردان.

روز جـهـانـی مـعـلـولـیـن

ای معلول عزیزای ناتوان درتوان ظاهری ای توانا در مقابل محدودیت، اراده و پشتکارت را در برابر ... ارج می نهم.

عزیزم به معلولیتت واقفم،عواطف واحساساتت را لمس می کنم وجودت را با تمام وجودم درک می کنم هم گامت بوده ام در لابه لای چرخ های ویلچرت گام برداشته ام افتخار جابجایی واکرت را داشته ام ازصدای وزوز سمعکت به خدا لذت برده ام ودر پی تنظیمش همت گماشته ام،استقامت عصایت را آرزومندم،دستان مبارک سازندگان لوازم وتجهیزات توانبخشیت را می بوسم،رشته و کارم را با علاقه وشوق خدمت به تو انتخاب نموده ام.

امیدوارم روزی فرا رسد که درجامعه به وجود ویلچر،سمعک،عصاء و ... افتخارکنی و پذیرای وجودت باشند.             (روزت مبارک)      

ایــنـگــونـه بــاشـیـم

با احمق بحث نکنیم!!!

بگذاریم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.

با وقیح جدل نکنیم!!!
چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روح ما را تباه می‌کند.
از حسود دوری کنیم!!!

چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم باز از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید.
از «از دست دادن» نهراسیم!!!
که ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.
بیشتر را بر کمتر ترجیح ندهیم!!!
که قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبکباری است.
کمتر سخن بگوییم!!!
که بزرگی ما در حرفهایی است که برای نهفتن داریم، نه برای گفتن.
از کودکان بیاموزیم!!!
پیش از آن که بزرگ شوند و دیگر نتوان از آنان آموخت.

الــفـبـای زنــدگـی!...

الف : اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات


ادامه نوشته