آفــریــن بــر تــو (9)


آفرین بر تو ای مربی توانمند،ای شایسته ی احترام که با صبر و بردباریت درکنار آن کودک معصوم و فرشته ی زمینی،ناتوانی و کمبودش را با جان و دل می پذیری و بر آن واقفی و با آغوش گرم پذیرای آن طفل نیازمند و محروم از نبوغ و فاقد توان عادی،هستی به راستی سختی کاروشرایط روحیت را درک می کنم،در کنارت بوده ام مشکلات و احساساتت را با تمام وجود لمس می کنم.خداوند بر توانت بیفزاید.

دستش را بگیروپا به پا ...

آفــریــن بــر تــو (8)

ای آفریده متواضع،ای موجود تسلیم در مقابل نور و روشنایی وجودت را با تمام وجودم می ستایم و درخشش نور دید گانت را در تک تک نوک انگشتانت حس می کنم عصای گرانبهایت را به عنوان تکیه گاهی مقاوم ، ستونی و استوار و راهنمای بی منت، به پاس خدمت و استقامتش در دستان توانمندت می ستایم و به سان شیئی گرانبها وجودش را به عنوان بهترین راهنما ارج می نهم، برجستگی نقاط شش گانه ی خط مبارک بریل که با حرکات آرام انگشتان منورت تبرک می شوند ستودنیست.آفرین برتو

به راستی که شایسته ی تواضعی آی آفریده متواضع وای روشندل روشن ضمیر.

 

/**/

آفــریــن بــر تــو (7)

آفرین برهمت بلند،اراده فولادین،عزم راسخ،تلاش بی وقفه،کارمداوم،صبرجمیل،تحمل فراوان وانتظارات مبهم ،که با رنج ومشقت باورنکردنی وخارج از توان عا م ازنواهای نامفهوم آن کودک ناشنوا نداها می سازی وبا حرکات لبهایت دردیدگانش شنوایی ایجاد می کنی وبا چهره ی پاکت در چهره ی معصومش الفبا را ترسیم می کنی وبه اصوات نامفهومش معنا می بخشی ودر حرکات تنش نظم ایجاد می کنی .

آفرین برتوای مربی کودکان ناشنوا که توصیفت را باید درافتخارات وفخرآفرینی های دانش آموزان ناشنوای فخرآفرین یافت.

     آفــریــن بــر تــو (6)

حمد وسپاس برخداوند متعال باد که همه چیزتحت سیطره حکمت اوست،صلاح خیر وشردراذن اوست وتنها اوست که کامل می کند ونقص می آفریند،عطا می کند وازبنده اش می ستاند،درد می آفریند ودرمانش را فراهم می سازد،کاستی و مخروبه را ایجاد می کند ومعمارش را ماموریت می دهد .

توان می ستاند وافرادی را توانا می نماید تا روزنه های امید را برای ناتوانان بگشایند،

آفرین باد وسلام ودرود خداوند وبندگانش به باغچه بانان کوشا وزحمت کش،به علمداران آموزش وتربیت ومداواگران وامید دهندگان دل دردمند اولیاء وکودکان ناتوان ومحروم از یکی ازحواس که دردریای یاس ونا امیدی امید می آفرینند وخود را درغم وشادی آنها سهیم می سازند.

آفــریــن بـــر تــــو (5)

آفرین بر تو که در آخرین لحظات پایان سال چنان با اراده ، قدرت و توانایی، شور وشوق و اشتیاق وافر همچنان با همت ،تلاش و کوشش مضاعف درپی تنظیم سمعک آن ناشنوای محروم از استماع الحان ، ودر جستجوی عصای سفید ولوح وقلم آن روشن دل معصوم ، ودر پی یاد آوری ، تمرین وتکرار جملات و کلمات کلیدی و مهارتهای ضروری آن ناتوان ذهنی و جسمی که در جهت توانمندیش افتخار می آفرینی ، کوشا هستی که گویا هنوز مهربانی ماه مهرت ناتمام مانده است .آفرین وهزاران آفرین بر تو ای آفریده شایسته ی آفرین.

آفــریــن بــرتــو(4)

آفرین برتو که درمراکزاستثنایی مشغول خدمت هستی؛خدمت درمراکز استثنایی

و کار با دانش آموزان استثنایی بسیارسخت وپر مشقت است ودرتوان هرکسی نیست

و هر کسی توان وتحمل آن را ندارد ، زحمت و کوششی است با ثمر اندک و 

اجرمزید،تمرین میخواهد تا بیشترتمرین دهد،تکرارمیخواهد تا بیشترتکرارکند،

صبر میخواهد تا صبور گردد،عشق می خواهد تاعشق بیافریند،رنج میخواهد تا    

رنجور را از رنج برهاند ،توان می خواهد تا به ناتوان توان دهد وچشم ناشنوا را شنواکند   (لب خوانی و زبان اشاره)                                           

و دست نابینا را بینا کند (خط بریل) . پس آفرین بر این تمرین ، تکرار ، صبوری ، عشق  و توان تو ای مربی توانا.

آفــریــن بــر تــو (3)

آفرین بر دست توانا ، همت بلند ، اراده آهنین  و صبر جمیل  تو ای مربی زحمت کش کودکان استثنایی ، به راستی که باید این همه توانایی ، همت ، اراده ، صبر و ... را ستود .

آفرین بر صبر و شکیبایی تو که متحمل انسان هایی هستی که خصوصیت بارز آن ها دیر آموختن و زود فراموش کردن است .


آفرین بر نگاه مهربانت ؛ عاطفه و احسانت که با لبخند هایت ارزش می آفرینی و با عطوفت و مهرت به دل دردمندان آرامش می بخشی .


آفرین بر شور و شوق و علاقه ات که باعث دلگرمی و تداوم خدمت به خدمت گزاران است .


آفرین و هزاران آفرین بر آنان که با عشق و محبت به کسانی خدمت می کنند که از خود ضعیف ترند و راه درست زندگی کردن را به آن ها نشان می دهند تا بتوانند از زندگی لذت ببرند .

آفــریــن بــر تــو(2)

آفـریـن بـر تـو کـه دلـتـنـگی وانـزوا را از من می رهـانی و راسـتـی واسـتـقـامـت را به من می آمـوزی وعـصـای سـفـیـد را در دسـتـم می نـهی و هـمـچـون پـزشـک خـاذقـی درانـگـشـتـانـم چـشـم می آفـریـنـی تـا تـاریـکـی را بـزدایـم وروشـنـی را بـیـافـریـنـم.

آفـریـن بـر تـو کـه بـه کـبـوتـران بـال شـکـسـتـه پـرواز کـردن را می آمـوزی و بـرایـشـان بـال هـای عـقـاب آسـا می آفـریـنـی.

آفـریـن بـر تـو کـه پـروانـه هـای سـوخـتـه را تـیـمـار،وبـرایـشـان پـر و بـال می آفـریـنی تـا آنـان نـیـز در گـلـزار زنـدگی عـشـق وشـادی را تـجـربـه کـنـنـد.

آفـریـن بـر تـو کـه در کـنـارم نـشـسـتی وشـور و مـشـورت را بـرای اولـیـن بـار بـا من تـجـربـه کـردی



آفــریـن بـر تـو(1)

آفرین برتو مربی مهربانم که گل واژه ی لبخند را به لب های من ،پدر و مادرم باز گرداندی وهمچون باغبانی ماهر ،نهال امید را در دلهایمان کاشتی.

آفرین بر نوازش تو ،زمانی که من با هزار نگرانی وناراحتی روحی و جسمی به آموزشگاه می رسم تو در کمال صبر و آرامش مرا با تمام مشکلاتم تحمل،و سنگ صبورم می شوی ،و به من آرامش و دلگرمی دهی.                            

آفرین بر تو که لب خوانی را به من آموختی تا سکوت را بشکنم ولبخند را در زندگی تجربه کنم .                        

آفرین بر تو که قلم را به دستم دادی تا با آن بتوانم ،دردها،شادیها و نا ملایمات زندگی را با شما ودیگران در میان بگذارم و آنچه را که دلم می خواهد بنویسم و بیان کنم.                                                                    

آفرین بر تو که بر کاغذهای بی جان ،هنر بی نظیر خلق می کنی وخلق را به شگفت وامی داری.