آفــریـن بـر تـو(1)
آفرین برتو مربی مهربانم که گل واژه ی لبخند را به لب های من ،پدر و مادرم باز گرداندی وهمچون باغبانی ماهر ،نهال امید را در دلهایمان کاشتی.
آفرین بر نوازش تو ،زمانی که من با هزار نگرانی وناراحتی روحی و جسمی به آموزشگاه می رسم تو در کمال صبر و آرامش مرا با تمام مشکلاتم تحمل،و سنگ صبورم می شوی ،و به من آرامش و دلگرمی دهی.
آفرین بر تو که لب خوانی را به من آموختی تا سکوت را بشکنم ولبخند را در زندگی تجربه کنم .
آفرین بر تو که قلم را به دستم دادی تا با آن بتوانم ،دردها،شادیها و نا ملایمات زندگی را با شما ودیگران در میان بگذارم و آنچه را که دلم می خواهد بنویسم و بیان کنم.
آفرین بر تو که بر کاغذهای بی جان ،هنر بی نظیر خلق می کنی وخلق را به شگفت وامی داری.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۸:۵۳ ق.ظ توسط جـزاء مـصـطفـایی
|
(بــســم الــلـه الــرحــمـن الــرحـیـم )