آموزش والدین کودکان استثنایی
شرکت موفقیت آمیز والدین در فعالیت های آموزشی و کسب اطلاعات در مورد کار با فرزندانشان می تواند احساس شایستگی و کنترل آنها را در برخورد با کودکانشان بالا ببرد ، بنابراین تدارک خدمات و برنامه های مورد نیاز والدین وقتی از اطمینان برخوردار می شود که نقش والدین به عنوان همیار ، کمک کنند ه و آگاه از طریق دریافت آموزش های صحیح مشخص تر گردد . اعضای خانواده و والدین در واقع در طول زندگی کودک ثابت باقی می مانند در حالی که دیگران به ویژه معلمان مرتباَ تغییر می یابند . بنابراین والدین می توانند به عنوان معلمان طولانی مدت کودک محسوب شوند و اگر این قبیل برنامه ها بخواهند از موفقیت برخوردار شوند باید بین برنامه های خانه و مدرسه ارتباط و هماهنگی بر قرار گردد .
برای شروع برنامه های آموزشی و تربیتی صحیح در خانه و استمرار آن در مدرسه ، اولیا ی کودکان استثنایی می بایستی از امکانات آموزشی ، مشاوره و راهنمایی وزارت آموزش و پرورش به سهولت بهره مند گرددند .زیرا که به طور معمول رفتار تربیتی پدر و مادر در رابطه با کودک خود برمبنای تجربه و یا تصویری است که از شیوه ی تربیتی کودکان عادی دارند .
زمانی که کودک به گونه ای نیست که در چهار چوب روش های تربیتی معمول باشد پدر ومادر نیاز به راهنمایی و کمک دارند ، رابطه ی پدر و مادر در خانواده با کودک بسیار مهم می باشد . به ویژه زمانی که کودک خانواده با دیگر کودکان هم سال خود از بعضی نظر ها متفاوت و استثنایی می باشد . کودک استثنایی به رابطه استثنایی با خانواده ی خودنیازدارد . رابطه کودک و پدر و مادر بسیار حساس می باشد به نحوی که اگر امری بر کودک تاثیر بگذارد بر پدر و مادر کودک نیز تاثیر خواهد گذااشت و بالعکس . این رابطه ی ظریف و متقابل در ارتباط با کودک استثنایی همچون کودک نابینا از حساسیت و ظرافت خاصی برخوردار است .
در ایفای صحیح این مسئولیت ها بیش از همه والدین باید اطلاعات وشناخت لازم و جامعی را به کودک استثنایی خود داشته باشند . والدین باید بدانند چه رفتاری با کودک استثنایی خود در جهت تعلیم و تربیت او داشته باشند . چگونه با کودک استثنایی خود ارتباط صحیح و موثر و مفید برقرار نموده و در یاری به کودک نیز در پذیرش مسئولیت های فردی و اجتماعی و نحوه ی برقراری ارتباط با دیگر برادران و خواهران کودک که مانند او استثنایی نیستند چه روش هایی را باید اتخاذ نمایند تا سازگاری و روابط هر چه مفید وموثر و سازنده بین کودک استثنایی و تمامی اعضای خانواده بر قرار گردد .
نکته مهم و قابل تذکر دیگر توجه خاص به وضعیت روحی وعاطفی والدین است. در این شرایط این قبیل والدین سخت به مشاوره و راهنمایی مسئولان متعهد ودلسوز و دوستان آگاه و آشنا و فهیم نیاز دارند . بدون شک پدران و مادران کودکان استثنایی بیش از سایر والدین در ساخت شخصیت فردای فرزندان خود موثر هستند . لذا باید آنها را به طریقی هدایت نمود که از معلولیت فرزند خود و حشتی نداشته باشند و نقص او را چون عضو او بپذیرند .
سیاری از اولیای کودکان استثنایی از پذیرفتن نقص فرزند خود وحشت دارند . و گاهی نمی خواهند قبول کنند که فرزند آنها به نوعی و طریقی استثنایی است و در مواردی حتی عکس العمل نشان می دهند . از گذاردن او به مدارس خاص این گونه کودکان امتناع می ورزند و در برخی موارد فرزند خود را از نظر ها مخفی می دارند گاهی وجود فرزند استثنایی را گناهی می دانند و در بعضی موارد به خاطر داشتن فرزند معلول نسبت به خود احساس ترحم می کنند . برخی از آنان به غلط فرزند استثنایی را نوعی کوچکی شخصیت به حساب می آورند .
باید اجتماع را از وجود کودکان استثنایی و چگونگی برخورد با آنان آگاه ساخت باید از طرق مختلف به خانواده ها قبولاند که هر کس ممکن است به دلیلی صاحب فرزندی معلول گردد و داشنت فرزند معلول و استثنایی سر شکستگی نیست بلکه افتخار است . زیرا خانواده ی او موظف می گردد که علاوه بر تمام وظایف معمولی و متداول وظیفه ی انسانی بزرگتری را نسبت به فرزند استثنایی خویش انجام دهد و بدون شک این خدمت انسانی از نظر خدا و خلق خدا دور نمی ماند .
(بــســم الــلـه الــرحــمـن الــرحـیـم )