وجوه تمایز ناتوانی یادگیری و دیر آموزی
اگرچه کودکان دارای ناتوانی یاد گیری در یک یا چند زمینه ی درسی معمولا موفقیت تحصیلی ضعیفی دارند ، ولی با این حال کنش های شناختی ایشان اغلب در حد متوسط یا بالا قرار دارد . بین کودکان دارای ناتوانی یاد گیری و کودکانی که به آنها دیرآموز گفته می شود تمایز ایجاد می کند اصطلاح دیرآموز برای کودکانی به کار برده می شود که توانایی یاد گیریشان در کلیه ی زمینه های درسی نسبت به بچه های هم سن و سال خود دارای ﺗﺄخیرباشند.
این کودکان دارای هوش متوسط پایین تا مرزی بوده و در یادگیری مواد درسی پیشرفتی کند دارند . چنین کودکانی به عنوان ناتوان در یادگیری محسوب نمی شوند . زیرا بین موفقیت تحصیلی و انتظارات شناختی ایشان تفاوت بارزی وجود ندارد با آنکه این کودکان واجد شرایط دریافت خدمات وﯾﮋه ی آموزشی نیستند ، با این حال لازم است که مواد درسی برای آنان تعدیل شده و نسبت به همگنان عادی خود ، توجه بیشتری دریافت کنند .
کودکان ناتوان دریادگیری ، دریک یا چند فراگرد اساسی روانی درارتباط با فهمیدن یاکاربرد زبان شفاهی یا کتبی ناتوانی نشان می دهند . تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن ، فکر کردن ، سخن گفتن ، خواندن ، هجی کردن یا حساب ، باشد .
این اختلالات را نتیجه ی شرایطی دانسته اند که شامل نقایص ادراکی ، ضایعه ی مغزی ، اختلال جزئی در کار کرد مغز ، نارسا خوانی ، اختلال گویایی و غیره است . ناتوانی یادگیری این کودکان از نوع مشکلاتی نیست که مربوط به بینایی ، شنوایی یا نقایص حرکتی ، عقب ماندگی ذهنی ، پریشانی عاطفی ، اختلالات هیجانی و یا محدودیت های محیطی ، فرهنگی و اقتصادی به وجود آمده باشد .
کودکانی که ناتوانی یادگیری دارند اغلب از سوی معلمان و همسالان خود طرد می شوند . این طرد شدگی ممکن است نا شی از عوامل مختلفی چون وجود مشکلاتی در ارتباط کلامی و غیر کلامی ، بیش فعالی ، نحوه ی تفکر ، مشکلاتی در یادگیری وکاربرد مهارت های اجتماعی ودر کنترل هیجانات باشد .
(بــســم الــلـه الــرحــمـن الــرحـیـم )