آدمی پا به عرصه وجود نهاد تا تسخیر نماید و شگفتی بیافریند و با درایت و زیرکی خود بر سایر موجودات غلبه کند و پیشی گیرد . انسان موجودی است پیچیده و ناشناخته در ابعاد مختلف و بنا به مقتضیات زمان و مکان ، آداب و رسوم و فرهنگ های متفاوت ، امکانات و شرایط مختلف ودر

جوامع انسانی متنوع با ایده ها ومسلک ها ی گوناگون می تواند در شرایط و موقعیت های مختلف سازش نماید وقدرت سازگاری خود را به نمایش بگذارد و در برابر محرکات گوناگون و متفاوت عکس العمل های مختلف نشان دهد و از خود منعکس نماید که این هم نشانی از وجود هوش وذکاوت آدمی است ، که در وجود او به عنوان اشرف مخلوقات نهفته است . با این وصف می توان اذعان نمود که بزرگ ترین امتیاز و فضیلت انسان در عالم هستی نسبت به تمام موجودات مسئله ی هوش اوست و با توجه به پیچیدگی و ناشناخته بودن آن آدمیان به صورت یک نواخت آفریده نشده اند و از یک اندیشه و تفکر یکسان برخوردار نیستند و این عدم یک نواختی باعث ایجاد تنوع می گردد که نهایتاً منجر به ایجاد تفاوت های فردی و مقایسه می شود و انسان ها را وادار به تفکر ، جستجو و کنجکاوی می کند و در جهت شناسایی و کشف علل و عوامل ایجاد تفاوت ها سوق می دهد در نتیجه به دنبال تهیه و ساخت ابزارها و معیارهای لازم برای تشخیص می رود . در این صورت لازم است با نگاهی عمیق ، آگاهی های لازم ، مطالعاتی وسیع ، استفاده از تجربیات مفید و شناخت کافی از ابزارها ی تشخیص تا حدودی نسبت به ارائه نظر و ابراز داوری و قضاوت برآید ؛ آن هم در صورتی که عوامل تاثیر گذار و مداخله گر از قبل کاملا شناسایی ، مورد بررسی و علت یابی واقع شده باشند ؛ آن گاه در جهت رفع آنها فعالیت های لازم صورت گرفته و یقین حاصل شده باشد . اما متاسفانه یا خوشبختانه بعضاً مشاهده می گردد به دلیل ناآگاهی و عدم شناخت و قضاوت های زود هنگام و بنا به عوامل و انگیزه های مختلف به منظور کسب امتیاز وگرفتن مزایا ، بهره گیری از امکانات و شرایط ویژه و یا به خاطر همدردی با گروهی از دانش آموزان دست به اقدامات و ارائه نظراتی می زنند که در بعضی موارد غیر از برچسب زدن و زیر سوال بردن هوش و ذهن حاصل دیگری ندارد . در نتیجه ضرورت دارد با دقت و ریز بینی و پیگیری های لازم در موارد مربوط به وضعیت خانوادگی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تغذیه ، بهداشت روانی و جسمی ، ارتباطات ،

کمبود ها ، شرایط کلاس ، میزان سازگاری ، علاقه و اشتیاق ، تفاوت های فردی ، وضعیت تربیتی،آموزشی و عاطفی و... دانش آموز با هم فکری و همکاری و نظرخواهی از والدین ، مربیان ، مشاوران ، روانشناسان ، صاحبان نظر و تجربه ، آموزگاران توانا و نیروهای موفق و ... یقین و اطمینان حاصل گردد که در صورت شکست و عدم دستیابی به یک نتیجه مطلوب و مؤثر بایستی نسبت به ارجاع و معرفی دانش آموز اقدامات لازم و شایسته صورت گیرد که در این خصوص نیز معمولاً با استفاده از ابزارهای لازم جهت سنجش می توان به نظریات و قضاوت های خود صحت بخشید و از معرفی و ارجاع های مکرر جلوگیری کرد ؛  با این وصف راهکار های فوق به منظور پاسخ به انتظارات مربیان از وضعیت سنجش و نتایج حاصل از آن می باشد که به هنگام ارجاع دانش آموزان جهت سنجش در گزارشات کتبی و شفایی مربیان و مدارس به طور واضح گزارش می گردد که دانش آموز علاقه ای به درس و مدرسه ندارد ، به طور مکرر مرتکب غیبت می شود ، از ضعف پایه برخوردار است ، دارای والدین بی توجه می باشد ، از بعضی امکانات محروم است و در فقر به سر می برد ، فاقد یکی از والدین می باشد ، در خانواده ای آ شفته زندگی می کند ، بیش فعال و پرخاشگر است و یا ارائه بعضی از مطالب که بیانگر وجود یکی از اختلالات یادگیری است و در گزارشات کتبی و شفاهی مشهود است . با این وجود و با این وضعیت که دانش آموز مراجعه می کند مربیان آموزشگاه محل تحصیل توقع دارند که دانش آموز به عنوان فردی دیرآموز یا آموزش پذیر ( قابل پذیرش در مراکز استثنایی ) معرفی گردد.

سخن آخر این که آیا جایز است در کنار تمام این مشکلات و در مقابل افت تحصیلی ، مردودی و هرنوع کم کاری دانش آموز بنا به عواملی در کلاس درس  صرفاً بایستی انگشت را روی هوش دانش آموز گذاشت و فقط و فقط آن را نشانه گرفت و به عنوان عامل اصلی قلمداد کرد؟