از روزی که آدمـی  پا به عرصـه ی وجـود نهاد فاقـد هرگونه اراده ، تعقـل و تصمیـم  بود، با سپری شدن زمان و کسب علـم و آگـاهی از منشـاء عظیـم قـدرت لایـزال و با دریافت رتبـه ومرتبـه اشـرف در میان مخلـوقـات جهـان بـرگ زرین و افتخاری بس بزرگ رقـم زد و صاحـب اراده ، تعقـل ، تصمیـم و ... شد .  ای کاش این بـرگ زریـن همواره زرنگـار بود و این آدمی پی به رتبـه و درجـه خود می برد و به وجود آن ارج می نهاد .  متاسفانه با داشتن غـرور ، تکـبر و خود بـزرگ بینـی و... شرایط و زمینه هایی فراهـم می نماید که خود را به درجـه اسفـل می رسـاند؛ راستی چرا؟  مگر این انسان ناتـوان و زبـون که یـارای مقابلـه با یک پشـه هم نـدارد ،همـچنان که نمـرودیـان نیز نداشتند می خواهـد چه چیزی را ثابت کند؟ بایـد بکوشـد و بفهمـد که  می توانـد خـود را نیز به درجه ی اعلـی علییـن برسا ند. پس باید کمـر همـت را  بست و با قـدرت تمـام اراده کـرد، تصمیـم گرفت و با تفکـرو تعقـل  زنـدگی کرد؛ این است شـیوه انسـانیـت ، این است جایـگـاه والای آدمـی و این است کسـب افتخـار و دریافـت برگ زریـن .