درد دل کــوتـــاه(7)
اگرآدمی دمی درفکرفرو رود وتحفه ی اندیشه اش را بگشاید ومروری براهداف زندگی اش داشته باشد وسیرخلقتش را تجسم نماید و اوراق عمرش را ورق زند خواه با مکث یا بدون مکث، وضعیت حالش را دریک صفحه خواه خط داریا بدون خط طراحی نماید، ودرعمریا دورانی که در پیش رو دارد یا نخواهد داشت اندکی تأمل نماید یا ننماید، و به وضعیت اطراف خویش با کنجکاوی خیره شود یا نشود، وبرای لحظه ای درذهن خود به مجموعه ای ازاین ارتباطاط اندیشه کند یا نکند،وخودرا درمقابل سئوالات چه کرده است؟چه می کند؟وچه خواهد کرد؟قرار دهد یا فرارکند،چه پاسخی خواهد داشت وخود را درکجا وچگونه خواهد دید،روند تفکراتش را چگونه ارزیابی می کند ودیگران را درکنارخود چگونه می بینید آیا تا به حال به مشکلات دیگران فکرکرده ایم یا مشکلات دیگران را برای خود تصورکرده ایم یا انتظارات خود را برای رفع مشکلاتمان توسط دیگران سنجیده ایم (آیا مشکل،مشکل منه یا خودشه ربطی به من یا به او دارد یا ندارد؟)
پس بیاییم برای لحظه ای هرچند کوتاه تأمل کنیم این آدمهاهستند که برای یکدیگـرمشکل ایجاد می کنند ومی توانند ایجاد نکنند.
(بــســم الــلـه الــرحــمـن الــرحـیـم )