تشخیص وشناخت کودکان استثنایی
همه ی پدران و مادران ، کودکان خود را منحصر به فرد می دانند ، البته تا حدودی هم درست است ، زیرا کودکان نه تنها از نظر شکل ظاهری ، بلکه از نظر راه رفتن ، طریق برقراری ارتباط با دیگران، روش کسب اطلاعات و روش توجیه خود به وسیله ی کلمات و ژست های حرکتی با یکدیگر تفاوت دارند . ودرادامه...
در بسیاری از موارد ، این اختلاف ها کاملاَ قابل قبول هستند ، حتی ممکن است مطلوب و متناسب نیز باشند ، زیرا هیچ کس طالب این نیست که همه ی کودکان مانند یکدیگر باشند اما به هر حال این تفاوت ها در مورد یک دهم از کودکان قابل توجه و موجب نگرانی است . این کودکان همان هایی هستند که بیشتر از همه در یادگیری یا در کنترل حرکات مشکل دارند ، آنهایی هستند که ناتوانی های بصری یا سمعی دارند و یا دارای مسائل و مشکلات رفتاری عمده ای می باشند . آنها کودکانی هستند که به طریق ویژه با دیگران متفاوت اند و بعضی اوقات نیز اداره و نگهداری آنها بسیار دشوار است .
آزمایش های منظم و مرتب و دقیق پزشکی و روانپزشکی از همه ی دانش آموزان مدارس به ویژه دانش آموزان استثنایی بسیار ضروری است . تشکیل یک پرونده کامل و دقیق پزشکی کمک موثری است در مراقبت و توجه به وضعیت خاص جسمانی کودک و یا انجام و پیگیری معالجات و درمان احتمالی وی . بدیهی است این امر نمی تواند با اعزام یک پزشک به یک مدرسه پر جمعیت و آزمایش عمومی چندان مفید واقع شود . آزمایش های روانی – هوشی ، شناخت و تشخیص ضعف ها و توانایی های مختلف ذهنی ، کلامی ، فنی و حرفه ای ، هنری ، سنجش علایق و استعداد های مختلف و ... از اولین قدم های اساسی در برنامه ریزی های آموزشی و به ویژه آموزش انفرادی جهت کودک یا کودکان استثنایی است .
اولیای کودک می توانند در سنین اولیه کودک حتی قبل از آغاز مدرسه در اولین فرصت ممکن یا راهنمایی مشاوران متخصص اقدامات لازم را در تشکیل پرونده ی پزشکی و روانی کودک انجام دهند . اولیاء مدرسه و معلم ویا معلمین کودک نیز قطعاَ با تشکیل و دارا بودن چنین پرونده ای که حاوی اطلاعات دقیق پزشکی ، روانی و ذهنی و عاطفی و سنجش استعداد های مختلف کودک بوده باشد می توانند در پیشرفت تحصیلی و موفقیت های درسی و آموزشی و رفتاری کودک موثر واقع شوند و کمک های بهتری را در این خصوص ارائه دهند . و موجبات رشد و شکوفایی هر چه تمام تر را فراهم نمایند و با آگاهی و شناخت و دانشی که دارند بهتر می توانند در این راستا گام بردارند .
کودکی که فقط نا شنواست ، ویا نابینا ست باید در اولین فرصت ممکن شناسایی شده و اقدامات لازم در زمینه ی درمان و آموزش او صورت گیرد . چنانچه اولیاء و یا مربیان و مسئولان دیر به فکر شناخت و درمان و آموزش او بیفتند کودک نابینا و نا شنوا به علت این غفلت و عدم دریافت و برخورداری از تجارب لازم اجتماعی ، فرهنگی و ... معمولاَ دچار یک نوع عقب ماندگی ذهنی نیز خواهد بود که در این صورت اولیاء و مسئولان اگرچه در نابینایی و ناشنوایی کودک مستقیماَ مسئول نبوده باشند اما در عقب ماندگی ذهنی کودک که عمدتاَ حاصلی است از فراموشی و رهایی و جدا سازی او از تجارب فرهنگی و اجتماعی مسئول و مقصراند .
(بــســم الــلـه الــرحــمـن الــرحـیـم )